فضای اختصاص یافته به نمایشگاه اکسپو 2010 شانگهای (چین) 500 هکتار وسعت دارد که در دو طرف حاشیهی بخشی از رودخانهی هوآنگپو قرار گرفته است. تقریبا دوپنجم این فضا در بالای رودخانه و سهپنجم در سمت جنوبی آن قرار گرفته است. دو قسمت (Zone) شمالی بیشتر بخشهای تجاری، شرکتهای ملیتی و نهادهای اقتصادی را دربر میگیرد که در سالنهای مجزا یا مشترک، به معرفی و برقراری ارتباط با مخاطبان خود مشغولند. اما قسمت جنوبی که درواقع بخشهای اصلی نمایشگاه را دربرمیگیرد، سالنهای یا غرفههای نمایشگاهی (Pavilion) کشورهای نقاط مختلف، نهادهای جهانی و نیز برخی از ساختمانهای اصلی اکسپوی شانگهای را شامل میشود. درواقع کل بخش A به غرفههای کشورهای آسیایی و ساختمان عظیم مرکز فرهنگی اکسپو ختصاص یافته، بخش B هم شامل برخی غرفههای کشورهای آسیایی و غرفههای کشورهای حوزهی اقیانوسیه است که ساختمان بزرگ مرکز اکسپو و پاویون موضوعی نمایشگاه را در کنار خود دارند. طبیعتا بخش C هم غرفههای کشورهای اروپایی، آفریقایی و آمریکایی را شامل میشود.

سامانهی آفریقا Africa Square
به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سامانهی آفریقا در Zone C نمایشگاه اکسپو شانگهای، کشورهای قارهی سیاه را دربر میگیرد؛ حضوری نه چندان پررنگ که انگار متناسب با تضاد درونی همین قارهی کهن در معادلات تقسیمبندی جهانی است؛ قارهای وسیع و زرخیز با ویژگیهای طبیعی چشمگیر که در عین وجود سرمایههای فراوان، سایهی کشدار فقر، آنرا کوچک و ضعیف جلوه داده است. در نمایشگاه اکسپوی امسال هم حضور قارهی آفریقا تقریبا به همین شکل است. درواقع اگر Zone C را به 12 قسمت کوچکتر تقسیم کنیم، یک قسمت آن به فضای سبز، 5/5 قسمت به قارهی اروپا، چهار قسمت به قارهی آمریکا و 5/1 قسمت به قارهی آفریقا اختصاص یافته است. درواقع در نیم قسمت این فضا، کشورهای لیبی، الجزایر، آنگولا، نیجریه، تونس، آفریقای جنوبی و مصر، غرفههای مستقلی ترتیب دادهاند. یک قسمت باقیمانده هم شامل یک سالن اشتراکی کشورهای آفریقایی است که البته میتوان گفت بزرگترین سالن مشترک کل نمایشگاه هم هست. این سالن، 43 غرفهی مربوط به کشورهای آفریقایی را دربر میگیرد. شاید به همین علت باشد که حضور آفریقاییها در اکسپو حضور کمرنگی جلوه کرده است که البته قطعا بهدلیل ناتوانی یا بیمیلی این کشورها به تاسیس غرفههای مستقل بوده است که موجب شده برگزارکنندگان اکسپو، بزرگترین سالن اشتراکی را برای غرفههای کوچک آنها ترتیب دهند؛ هرچند شاید مکانیابی میان غرفههای کشورهای قارههای آمریکا و اروپا در گُل نمایشگاه، حرکتی در جهت اصلاح این نقیصه بوده باشد که البته کمتاثیر هم نبوده؛ اما با توجه به کوچکی غرفههای مستقل این سامانه، باز حضور کشورهای آفریقایی را در اکسپو 2010 شانگهای چندان وسیع نمیبینیم.
بزرگترین چیزی که در غرفهی کوچک لیبی به چشم میآید، تصویر بزرگ معمر قذافی، رییس جمهور مادامالعمر و رهبر این کشور است که میتوان گفت یکی از بزرگترین تصاویر موجود در اکسپو از رهبران کشورهاست. دیگر جزئیات موجود در این غرفه – همانند دیگر غرفههای قارهی آفریقا – چندان چشمگیر و خاص نیست؛ شاید در حد نوعی آشنایی کلی با این کشورها در قالب تصاویری محدود یا تعدادی صنایع دستی و زیورآلات تزئینی.
الجزایر نیز مانند لیبی در غرفهی خود علاوه بر ماهیت آفریقایی، بر هویت عربی خویش که معرف اسلامی بودن آنها نیز هست، تاکید کرده است.
در غرفهی تونس هم مانند غرفهی الجزایر، علاوه بر این موارد، نوعی وابستگی مفهومی را با کشور فرانسه میتوان مشاهده کرد که قطعا از سابقهی استعماری آنها نشات میگیرد. متصدی غرفهی تونس در مواجهه با مخاطب غیر چینی، از او میپرسد که تمایل دارد به زبان فرانسوی صحبت کند، یا انگلیسی، یا عربی؟ ضمن آنکه برای ارتباط با مخاطبان چینی نیز فردی در کنار او حضور دارد که بیدرنگ، به برقراری ارتباط و ارایهی توضیح به زبان چینی اقدام میکند.
در غرفههای تونس و الجزایر نوعی تفاوت نسبت به کشورهای آفریقای مرکزی و جنوبی سعی شده حس شود؛ مبنی بر اینکه سعی شده علاوه بر تفاوت نژادی، رو به رشد بودن برخی از این کشورها از قِبَل همسایگی دریایی با قارهی اروپا و روابط دیرین و امروزین با کشورهای این حوزه، تبیین شود.
این در حالی است که مثلا در غرفهی نیجریه چنینی حسی مبنی بر شمایل مدرن شهرهای این کشور به مخاطب تلقین نمیشود. بلکه آنچه بیشتر مشاهده میشود، خصوصیات زیستمحیطی و امکانات طبیعی در این کشور است که بهخودی خود، سر ماجرای نفت این کشور، تخریب محیط زیست آن توسط شرکتهای اروپایی در بهرهبرداری از مخازن طبیعی نفت و گاز آن و درگیریها و کشتارهای قومی مربوط، از پیش هم معروف بوده است.
اما برخلاف انتظار، در غرفهی مصر، دیگر کشور حوزهی آفریقای شمالی، اهرام ثلاثه و مجسمهی عجیب ابوالهول، نهتنها برجسته نیست، بلکه کمتر اثری از آنها دیده میشود! این درحالی است که در غرفهی این کشور، به بناهای تاریخی آن، غیر از مواردی که ذکر شد، توجه شده است. تصویر حسنی مبارک، رییس جمهور مادامالعمر و رهبر مصر هم به اندازهی معمولی بر یکی از دیوارههای غرفهی این کشور، نصب است.
اما آنگولا، یکی از پویاترین غرفهها را در سامانهی آفریقای اکسپوی شانگهای برپا کرده است؛ هرچند با وجود شرایط ظاهری چشمگیرتر، اندازهی این غرفه هم مانند سایر غرفههای این سامانه است، اما وجود یک رستوران غذاهای محلی که غذاهای آن برخلاف تصور بازدیدکنندگان، چندان تفاوتی هم با غذاهای بسیاری از نقاط جهان، از نظر سرو ماهی و گوشت ندارد، جایگاه داخلی موسیقی بومی در این غرفه، با استقبال مخاطبان مواجه میشود. ضمن آنکه هنرمندان رقص محلی در این غرفه، در رفتاری منحصربهفرد، انعامهای بازدیدکنندگان را هم در ظرفهایی، از آنها میپذیرند.
البته توجه ویژهی اهالی آفریقا نیز موجب شده که جایگاه مخصوص اجرای موسیقی در سامانهی آفریقا، همواره با برنامههایی که بخشی از آن، گریم مخاطبان چینی است، همراه با استقابل مخاطبان مواجه شود.
در این میان اما غرفهی کشور آفریقای جنوبی، از وضعیتی متفاوت برخوردار است؛ برنامهریزان و طراحان این غرفه در نمایشگاه اکسپو، تصمیم گرفتهاند که با توجه به برگزاری جام جهانی فوتبال در این کشور همزمان با نمایشگاه اکسپو 2010، تاکید و تمرکز خود را بر این رویداد جهانی و تاثیرگذار قرار دهند. بر این مبنا، پرچم کلیهی کشورهای شرکتکننده در جام جهانی، در غرفهی آفریقای جنوبی نصب است. علاوه بر این، همزمان با برگزاری افتتاحیهی جام جهانی، یک افتتاحیهی کوچک هم در غرفهی این کشور در اکسپو برگزار شد که مرد استقبال رسانههای چینی هم قرار گرفت. ضمن آنکه یک مونیتور بزرگ نصب شده در فضای بیرونی غرفه، مخاطبان و رهگذران را به تماشای فوتبال و اخبار و رویدادهای متن و پیرامون جام جهانی فوتبال دعوت کرده است.
در این میان باید یادآوری کرد که از جمع کشورهای آفریقایی، مراکش (مغرب) غرفهای در اکسپو 2010 شانگهای دارد که در وضعیتی منحصبر بهفرد، در سامانهی مربوط به منطقهی خود قرار ندارد، بلکه در سامانهی آسیا در Zone A قرار گرفته است. این غرفهی ساده احتمالا با اعلام آمادگی دیرهنگام این کشور برای حضور در نمایشگاه و احتمالا با اعلام دیرهنگام کشور دیگری از منطقهی آسیا مبنی بر انصراف از حضور، بدین شکل طراحی شده است که در منطقهای غیر قرار گیرد.
اما 42 کشور دیگر آفریقایی، یعنی گینه، گینهی بیسائو، ماداگاسکار، مالی، مالاوی، اریتره، آفریقای مرکزی، بنین، گامبیا، موریس، موریتانی، اوگاندا، بوروندی، روآندا، چاد، نیجر، غنا، گابون، جیبوتی، کنگو، جمهوری دموکراتیک کنگو، توگو، گینه استوایی (اکوآتوریال)، سودان، لیبریا، کیپ ورد، نامیبیا، تانزانیا، کنیا، ساحل عاج (کوته دلوویر)، کومور، زیمبابوه، اتیوپی، لسوتو، موزامبیک، سومالی، بوتسوآنا، کامرون، سنگال، سیشل، سیرآلئون و زامبیا، در سالن مشترکی گرد آمدهاند که بهرغم غرفههای کوچک و بعضا بسیار کوچکشان، و احتمالا بهدلیل نشانههای منحصر بهفرد موجود در آنها، استقبال قابل توجهی از چینیها را به خود جلب کرده است.
اوگاندا در غرفهای کوچک، شاید یکی از فضاهای روستایی خود را با خانههایی چوبی و مسقف از برگ درختان، نمونهسازی کرده است. تانزانیا، مجسمهای عظیم از یک زرافه را در دیدرس مخاطبانش قرار داده است که با آن عکس یادگاری بگیرند. مالاوی، علاوه بر گونههایی درختی، تصاویری از حیات وحش خود، از جمله فیلهایش را بهنمایش گذاشته است. زیمبابوه، نوعی از ابنیهی تاریخی سنگی خود را همانندسازی کرده که البته تصویر رهبر این کشور هم بر آنها نصب است. ضمن آنکه مونیتوری در آن، به اجرای موسیقی سنتی با یک ساز زهی معطوف است. زامبیا بیشتر تصاویری از پوشش مردمان و آبشارهایش را بهنمایش گذارده است. بوتسوانا علاوه بر نمونههایی از ظروف محلی، همانند بسیاری دیگر از کشورهای منطقه، نقشهی جغرافیایی خود را برای آشنایی مخاطبان با مختصات و مشخصات این کشور، در غرفه نصب کرده است.
اما نامیبیا، علاوه بر همهی این موارد، نمایی از طبیعت کوهستانیاش را نماسازی کرده است. کامرون هم که مانند بیشتر کشورهای منطقه که غرفههای مستقل کوچکی دارند، تصویر رهبر سیاسی خود را در درون غرفه بهنمایش گذارده، علاوه بر دیگر موارد، از عاج فیل هم در تزیین غرفهاش استفاده کرده است. گابون علاوه بر یک خانهی روستایی، نمایی حجمی از مادر آفریقایی را در حال شیر دادن به کودک آفریقایی نشان داده است. غرفهی چاد آنقدر ساده است که تنها آکواریوم نصب شده در آن بهچشم میآید. گابون نیز نمایی از جنگلهای خود را برای بازدیدکنندگان اکسپو همانندسازی کرده است.
اما برخی از غرفههای این سالن مانند غرفهی گینهی بیسائو، بدون آنکه چیز قال توجهی به مخاطب عرضه کرده باشند، انگار تنها برای درج عنوان یک کشور آفریقایی ترتیب یافتهاند، ولی برخی غرفههای دیگر هم ازجمله بنین، اریتره و گامبیا، مانند برخی موارد بالا، به نمونهسازیهای فضای زندگی در دل طبیعت این کشورها پرداختهاند.
کشورهایی هم هستند مانند سودان یا کومور که نمایی از ساختمانهای خود را در قالب شکلی قلعهمانند یا شهرنشینی غیرمدرن دههها و سدههای پیشینشان، بههمراه تصاویری از حیات وحش این کشورها بر دیوارههای این بناها، بهنمایش گذاردهاند.
در برخی از غرفهها هم سازهای پوستی و کوبهیی محلی، علاوه بر نمایش، در دسترس بازدیدکنندگان قرار گرفتهاند تا با نواختن ضربههایی بر آنها، شاید حس مشارکتشان با نمایشگاه و فرهنگ بهنمایش گذارده شده در آن، افزایش یابد.
در کنار اینها، بسیاری دیگر از کشورهای حاضر در Africa Pavilion در غرفههای ساده و کوچک نمایشگاهی در حد یک فضای شش متری حاوی یک میز و اشیاء چیده شده بر آن بههمراه متصدی آفریقایی حاضر در پشت میز، تعریف میشوند. غناییها علاوه بر نمایش و فروش ابزارآلات مراسم مذهبی و زیورآلات خود، پیراهن ESSIEN بازیکن غنایی تیم فوتبال چلسی انگلستان را هم ببهعنوان یکی از مفاخرشان بهنمایش گذاشتهاند. غرفهی گینه هم با همان ابزار و آلات پر شده، بهاضافهی چند لباس محلی و صورتکهای مخصوص برخی مراسم مذهبی و رقصهای سنتی آفریقایی.
هرچند حضور آفریقاییها در نمایشگاه اکسپو از نظر حجم و وسعت ظاهری کمرنگ است، اما شلوغی پاویون مشترک آنها که روندی متفاوت با خلوتی سالنهای مستقل کشورهای آفریقایی دارد، بیانگر آن است که نمادها و ابزار سنتی دیار سیاهان، برای غیرآفریقاییها از جذابیت خاصی برخوردار است که بهنوعی پوششدهندهی نوعی حس گردشگری میتواند باشد؛ اما نگاهی به توصیفهای یادشده نشان دهنده آن است که نوع حضور کشورهای آفریقایی در اکسپو 2010 شانگهای تقریبا بیارتباطترین یا بیتوجهترین حضور قارهها نسبت به موضوع و شعار الگویی نمایشگاه، یعنی "شهر بهتر، زندگی بهتر" است.